توضیحات
مرد آه و نالهاش به راه است و نفسهای منقطعِ بلند میکشد؛ پشت پرده، همراه زنش؛ هر دو سندار. زن را بیرون اتاق دیده بودم. درشت و فربه بود، بیهیچ علامت بیماری. اما پشتِ پرده، زن بود که دراز به دراز روی تخت پوشیده شده با کاورِ یکبار مصرفِ آبیکاربنی خوابیده بود، بیهیچ آه و نالهای، در سکوت. مرد با نفسهای بلندِ منقطع با پرستار خوشوبش میکند. میگوید: «شصت ساله به ما اجازهی مرخصی نداده» میخواند:زن برایت خانهداری میکندگر نیایی بیقراری میکندگر بمیری آه و زاری میکندپرستار میخندد و (احتمالا رو به زن) میگوید: «همین فقط به دردت میخوره» پرستار میرود بیرون و زن میگوید:«دیدی گفت همین فقط به دردت میخوره؟» مرد میرود بیرون، سیگاری بکشد و برگردد.








تایید شده توسط دیجیکالا
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.