بادونه؛ راهی برای شکست ناامیدی
آزاده محمدحسین هستم خالق برند بادونه. روزگاری در این شهر شلوغ، دخترک نوجوانی با رویای ساختن مدینهی فاضله، جل و پلاسش را وسط تحریریه یک روزنامه ویژه همسالان خودش پهن کرد. روزنامهنگار شد، ذوق کرد، جنگید، یاد گرفت، ناامید شد، زمین خورد، بلند شد، خاک زانوهایش را تکاند اما روزگارش چندان بر مدار آرزوهایش که اتفاقا شخصی هم نبود، نچرخید. هی بیکار شد، هی رفت جای جدید، خانهبهدوش شد و خون به جگر… تا اینکه یکبار میان این خانه بهدوشیها خدا دستش را گرفت و یادش انداخت که بهجز نوشتن، کار دیگری هم بلد است؛ آشپزی و شیرینیپزی.
دست گذاشت روی زانوهاش، رفت داخل آشپزخانه و با کمترین وسایل اولین سینی شیرینی را بدون اینکه آموزش خاصی دیده باشد، روانه بازار کرد. دخترک آن روزها که حالا مادر دو پسر شده بود، راهی پیدا کرد برای شکست دادن ناامیدی. هرچند باز هم نوشت و روزنامهنگار ماند تا بازنشسته شد، اما آشپزخانه شد خانه جدیدش بعد از تحریریه. آن دختر نوجوان منم، که با شیرینیهای بادونه سعی دارم شیرین کنم کامهای تلخ را، هرچند اندک و ناچیز.

تایید شده توسط دیجیکالا