کانسپت استور آنلاین کوچه

اُرلو؛ و گر نمیرد بلبل، درختِ گُل به بر آید

من نسیم هستم و اُرلو را با پرسه‌زدن در شهر یزد ساختم. داستان من شرح یک تولد ا‌ست که با گذر از نیستی به زندگی رسیده‌است. با سابقه‌ی پانزده ساله‌ی کارهای مختلف و بازرگانی در روزهای پس از استعفا که می‌کوشیدم حرف تازه‌ای برای خودم و اطرافیانم بگویم، شغل جدیدم می‌توانست تمام آن حرف‌ها باشد.
 

در دوران جستجوی مشغله‌ی تازه، یزد شهری بود که به آن رفت‌وآمد زیادی داشتم و اشتیاقم باعث می‌شد در زوایای مختلفش عمیق شوم و وجودش برایم مهم گردد. چیزی که در شهر و بخش سنتی‌اش می‌دیدم پیام بی‌حوصله‌گی و دست‌نخورده‌گی می‌داد. این بود که تصمیم گرفتم حرف تازه‌ام ایجاد تغییر پارچه‌‌هایی باشد که من می‌دیدمشان و آنها فرصت دیده‌شدن نمی‌یافتند.
اما چیزها آنطور که فکر می‌کردم پیش نرفت و مرگ عزیزی در آن شهر تمام زندگی‌ام را تحت تاثیر قرار داد. با اینکه همچنان به آن جا رفت و آمد می‌کردم دیگر کوچک‌ترین اثری از شور سابق پیدانبود و کمترین انگیزه‌ای برای گشتن در آن شهر نداشتم. گویی آن ساحت به کلّی جایگاهش را برایم از دست ‌داده‌بود.
در یکی از پس‌کوچه‌های منتهی به مسجد جامع خانه‌ای هست که در بالکن کوچکش گلدان‌های بید سبز و بنفش می‌درخشند. چندماه از آن مرگ جانکاه که گذشت بالاخره پس از مدت‌ها در پس‌کوچه‌های بافت تاریخی قدم زدم. انگیزه‌ای نداشتم و این موضوع استقرار آسوده‌ام را تحت‌ تاثیر قرار داده‌بود. در همین افکار قدم می‌زدم که ناگهان به مسیری پیچیدم که آخرین بار سال قبلش با او از آن عبور کرده‌بودیم. به آن خانه رسیدم. خانه‌ای که ما با هم روبرویش ایستاده‌بودیم، مکث کرده‌ و صفایش را ستوده‌بودیم. آن روز با دیدن ماهیت دست‌نخورده و یادآوری آن خاطره، چیزی درونم شعله کشید. اشتیاقی که از دست‌رفته بود مثل جانی تازه در من دمیدن یافت. انگار همان کسی که با رفتنش این شهر را از من گرفت دوباره داشت با نشانه‌ای مرا با آن آشتی می‌داد تا بتوانم آن جغرافیا را با فقدانش دوام بیاورم.
حالا منی که از یاد برده‌‌بودم پیش از این چگونه به دنبال حرف تازه‌ای می‌گشتم، می‌دیدم‌ که اصالت دارد در هیبت پدر ازدست‌رفته با من سخن می‌گوید. می‌خواهد در آن بمانم و از یاد نبرم. خلق‌ کنم و امتدادش دهم. شوق را در ساختن جستجو کنم و مردن برایم آغاز زندگی شود.
 از آن روز بار دیگر انگیزه‌هایم را به یاد آوردم و اُرلو برایم کودکی‌ شد که می‌بایست مسئولیت شکوفایی و درخشش‌اش را به تمامی بر عهده بگیرم. کوشیدم آنچه در ظرفیتش نهان است به ظهور برسد و در یادها و جریان زندگی‌ بدرخشد.

در پاییز سال ٩٨ نام «اُرلو» را با پیشنهاد «عرفان مجیب» که زاده‌ی یزد است و فرد مؤثری در ساخت این برند برگزیدم. اُرلو به زبان یزدی معنایی مانند درخشیدن و جلوه‌کردن چیزی در میان چیزهای دیگر می‌داد. که البته این نام‌گذاری هم برای خودش قصه‌‌ی طنازانه‌ای دارد و اینجا مجال گفتنش نیست.
اُرلو برای من شکوه بازدیدن یک فراموشی‌ست. برایم یک شهر است پر از خاطره، وصل، جدایی و استمرار و کوششی که انگار تمام این‌ها را از خصلت همان دیار و همان مردم وام گرفته‌است.
از آنجایی که به «خانه» و حضور در خانه‌ها علاقه داشتم اولین ماجراجویی‌ام طراحی کوسن‌هایی با پارچه‌های دستبافت‌ و غیردستبافتی بود که پارچه‌هایشان یا سالیان سال به شمایل یکسان تکرار می‌شدند یا کمترفرصتی برای دیده‌شدن نصیبشان می‌شد. در این میان با زنان جنوب نیز در ارتباط بودم و دستبافته‌های آنان نیز بخشی از اولین تولیدات من به شمار می‌روند. اما شوق یافتن و تجربه در ادامه مرا با بخش دیگری از ظرفیت منسوجات کویر آشنا کرد. بافته‌های پنبه‌ای که سراسر کیفیت و زیبایی‌اند.

من که مسیرم را در زندگی همواره با تغییر رقم می‌زنم و شیفته‌ی تجربه‌ام این شغل تمام ویژه‌گی‌های مورد نظرم را داراست و پس از نزدیک به ٧ سال با افزوده‌شدن افراد مختلف و بزرگ‌شدن تیم اُرلو این مشغله دیگر به تمامی، معنای زندگی‌ام شده و هر روز برایم حرف تازه‌ای دارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

متوجه شدم
✕
از «کانسپت استور آنلاین کوچه» مثل دیجی‌کالا خرید کن!

با وارد کردن شماره تلفنی که در دیجی‌کالا ثبت کردی، اطلاعات حسابت رو ببین، آدرست رو انتخاب کن و خریدت رو مثل دیجی‌کالا سریع، قسطی و امن انجام بده.

progress
digikala تایید شده توسط دیجی‌کالا

این سایت توسط دیجی‌کالا بررسی شده و مالکیت، اطلاعات تماس، کیفیت و نحوه ارائه خدمات آن تأیید شده‌است.